۱۳۸۸ آبان ۹, شنبه

Norights!

مکان زندگی امروزه‌ی ما تفاوت‌های زیادی با عادتهای سرشتی(غریزه) ما دارد. با مکان‌‌هایی که هزاران سال پدران ما در آن‌ها زندگی کرده‌اند و عادات و فرهنگ ما با آن‌ها سرشته شده‌ است. با کمی دقت می‌بینیم که امروزه ساز و کارهایی که ما برای زندگی شهری در اختیار داریم، نه تنها براساس این سرشت نیستند بلکه بیشتر اوقات بی‌توجه و گاه بر علیه آن‌ هستند.

این تغییر مکان نتایج زیان‌باری برای ما به ارمغان آورده است که از رشد و شکوفایی ما جلوگیری می‌کند. انگار که پرنده‌ای را در قفسی نهاده باشیم و انتظار داشته باشیم، مستانه برای ما چهچهه سر دهد. تنها برای فهرست این نتایج کتاب‌های زیادی نوشته شده‌اند مانند: چقدر کافیست؟، برای چند نفر جا هست؟ علایم حیاتی کره‌ی زمین، وضعیت جهان در سالn (که هر سال منتشر می‌شود)و . . ..

ساده‌ترین نمونه‌های اثر آن بر روی انسان شامل: چاقی، افسردگی و ناراحتی‌های روحی فروان، انبوه مراجعه به پزشکان،سرطان‌های مختلف، و . . .. این مسئله، زندگی دیگر موجودات کره‌ی زمین را نیز با خطر روبرو کرده است و باعث از بین رفتن گونه‌های مختلف شده است که میزان آن هر روز بیشتر هم می‌شود.

امروز این سوال مطرح است که آیا شکل زمین در صد سال آینده چگونه خواهد بود؟

اگر در آن زمان به زمین نظری بیافکنیم چنین تصویری خواهیم داشت:

بچه‌های شادی که در پارک‌ها به این طرف و آن طرف می‌دوند، انسان‌هایی که با رضایت مندی به سر کار خود می‌روند و به کسانی که از کنار آن‌ها رد می‌شوند لبخند می‌زنند. تکنولوژی‌ای که زندگی را برای انسان‌ها خیلی آسان کرده است، مردان و زنانی که چهره‌ی بشاشی دارند و از سلامت جسمی و روحی، کیفیت بالای تناسب اندام و سطح بالای انرژی برخوردارند.

یا نه!:

کره‌ای که وقتی از بالا نگاهش می‌کنی سطح آن را نمی‌توانی ببینی. به‌خاطر لایه‌ی دود سیاهی که اطراف آن را پوشانده و به آن جو می‌گویند. وقتی به سطح زمین نزدیک می‌شوی، تنها زباله، اسکلت و جمجمه می‌بینی.

حقیقت این است که: ما فاصله‌ی زیادی تا نابودی نداریم. هرکدام از ما تنها اگر خوش‌شانس باشیم ممکن است خودمان این حقیقت تلخ رانبینیم و آن را به فرزندان خود هدیه کنیم.


چه برای جلوگیری از فاجعه و چه برای بهبود شرایط فعلی زندگی کنونی، انسان نیاز دارد که خود را با شرایط جدید زندگی وفق دهد. کاری که بعد از ۸ هزار سال از شهرنشینی نکرده‌است.

آنچه به آن نیاز داریم تغییر ساز و کارهاست و تغییر شکل نگاه ما به شهر و زندگی شهری خود. هیچ‌کدام از این دو به تنهایی نمی‌توانند نتیجه‌ای قابل توجه برای ما بیافرینند.

سیستم‌های مدیریتی شهری و شهرداری‌ها تلاش زیادی برای این تغییرات می‌کنند، اما مسائلی که عموما آن را بی‌فرهنگی مردم می‌نامیم، کار را خراب می‌کند و باعث نتیجه ندادن زحمات آنان می‌شود. تلاش‌های فرهنگی این مراکز از نشان دادن چند فیلم تبلیغاتی و شعار معروفِ «شهر ما خانه‌ی ما» فراتر نمی‌رود. اما آیا واقعا مردم با دیدن این شعار احساس می‌کنند که شهرشان خانه‌اشان است؟

مشارکت فعال (و نه منفعل مثل تاثیر شعار و فیلم تبلیغاتی) یکی از راه‌های موثر در این تغییر ذهنیت‌ها است. این امر در کشور ما این‌گونه معنا شده است که فرد با انجام دادن کارهایی که به شهرداری کمک می‌کند با شهرداری مشارکت می‌کند. اما در حقیقت این عمل همکاری با شهرداری نام دارد و نه مشارکت فعال اجتماعی.

مشارکت فعال به این معناست که فرد در جریان یک تعامل اجتماعی با دیگر اعضای جامعه به عملی دست بزند. دیگر اعضای جامعه شامل اعضای خانواده، همسایه‌ها، دوستان و درکنار همه‌ی این افراد، نهاد‌هایی مانند شهرداری است. اعضای جامعه (و همچنین نهاد‌های دولتی) در این میان نقش یک کمک کننده را دارند(مانند بقیه افراد) و نه نقش محور. چرا که اگر این نهاد‌ها نقش محور را بگیرند، باز به جای اول بازخواهیم گشت. به این معنا که افرادی که به همکاری و همیاری همت کرده‌اند، باز به فعالیت‌هایی دست خواهند زدکه تا دیروز انجام می‌شدند و نتیجه‌ای نداشتند(همان فعالیت‌های شهرداری).

آن‌چه افراد جامعه می‌توانند عرضه کنند، نوعی نگاه از بیرون است و حضور در جامعه. همانطور که یک دانش‌آموز یک نکته‌ی درسی را از همکلاسی خود، خیلی راحت‌تر یاد می‌گیرد تا از معلم خود. دلیل این امر داشتن دیدگاه‌های مشابه، صمیمیت، اعتماد، نبود نفع اقتصادی یا سیاسی و احساس هم‌گروهی است.

انگیزه‌های افراد در مشارکت‌های اجتماعی بسیار متفاوتند. از پررنگ‌ترین‌های آن می‌توان: انگیزش‌های محیط زیستی، تعامل اجتماعی، حس بوجود آوردن و تعلق است. اما نهاد‌های دولتی در بیشتر اوقات نمی‌توانند چنین چیزهای را ارائه کنند.

برعکس نهاد‌های اجتماعی و مردمی هم نباید به تقلید از شهرداری‌ها بپردازند. پوستر و تراکت(که خود از مفاسد محیط زیست است)، برنامه‌های جدّی، سخنرانی برای مردم و برگزاری برنامه‌هایی پر از سلسله مراتب ، از اشتباهاتی است که ممکن است یک نهاد اجتماعی را از مردم دور کند.

نمونه‌های موفق فعالیت‌های موثر و پایدار اجتماعی در فرهنگ ما؛ مراسم دعا، مولودی و دوره‌ی قرآن هستند. آن‌ها راه اشتباه را پیش نگرفتند؛ رییس و مرئوس ذاتی در آن‌ها نیست و هیچ نهاد دولتی متولی آنان نیست. این امر باعث شده که این فعالیت‌ها مدت زمان زیادی ماندگار باشند و تاثیر زیادی بگذارند.